|
اگر رفتم ز دنیای شما دیوانه ای کمتر
گر این کاشانه ویران گشت حسرتخانه ای کمتر
تو شمع محفل افروزی و من پروانه ای مسکین
تو روشن باش گر من سوختم پروانه ای کمتر
انگار دیروز بود مثل برق گذشت،یه جورایی اصلا از این روز خوشم نمیاد...
سیصدوشصت و پنج روز گذشت و من یک سال پیر تر شدم و یا یک سال از عمرم کم شد.از این روز زیاد
خوشم نمیاد به خاطر همین وبلاگمو بیست و چهار ساعت قبل به روز کردم. |